دود تکانی


ورزش منظم از معدود عمل هایی بود که از همون روزای اولی که  گذاشته بودمش کنار،میدونستم جای خالیش هم حس میشه هم تاثیراتشو میذاره.

 

دقت نمی کردم که تموم مدال هایی که تو بچگی گرفتم و اویزون کرده بودم به دیوار ،با گذر زمان دونه دونه دارن میفتن.انگار روزگار دوست داره تموم خوبی های کودکی رو از ادم بگیره.خلاصه این شد دوباره سودای ورزش افتاد تو سرم.یه فوتسالی رفتم که تهوع گرفتم. یه استخری هم رفتم که پیش خودم گفتم مثل قدیماس، بیخیال چیزی فرق نکرده،شیرجه زدم تو قسمت عمیق و کارم داشت میکشید به غریق نجات ...بله باید بگم لعنت به این برزخ بیست تا سی سال

 

حالا خیلی سال گذشته و شاید نتونم مدالی اضاف کنم،ولی همین چنتا رو هم نباید بذارم از دستم بره که؟مدتیه شنا و فوتسال و دوچرخه سواری رو هم باز شروع کردم.شبا هم میرم استادیوم انقد میدوم تا این دودای لعنتی رو از دیوار ریه هام بتکونم ....تا ببینم چی میشه (:



هشت و نیم

هشت و نیم


دیالوگی از فیلم هشت و نیم اثر فدریکو فلینی   1963



گوئیدو (مارچلو ماسترویانی ) : او یک دختری رو ملاقات میکنه که میتونه زندگی تازه ای رو بهش بده،با این حال اون رو از خودش دور میکنه ...

کلودیا (کلودیا کاردیناله) : به خاطر اینکه  بلد نیست چجوری عشق بورزه



خسروی خوبان

 

 

 

یک دهه شد...که خسرو خوبی ها رفت... 

 

 

از شعر "افتاب میشود" فروغ فرخزاد با صدای خسرو شکیبایی عزیز:

 

 

 


 

 

 

 

 

 

نگاه کن که غم درون دیده ام چگونه قطره قطره آب می شود، چگونه سایه سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می شود ،نگاه کن تمام هستی ام خراب می شود.شراره ای مرا به کام می کشد مرا به اوج می برد مرا به دام  می کشد، نگاه کن تمام آسمان من پر از شهاب می شود.

 

 

 

 


sway



سه شنبه ها کمر کش هفته هاست که اهنگ خوب میطلبه (:

 اصل اهنگ sway  از دین مارتین هست.اما من سالیانی پیش  توسط کنسرتی از  مارکوس هیدر که این اهنگ رو کاور کرده بود، با این اهنگ زیبا و دین مارتین فقید اشنا شدم.

این کنسرت فوق العاده که پیشنهاد میکنم ببینید  (دیدن از یوتیوب)

گوش دادن به اهنگ sway     از دین  مارتین

متن و ترجمه اهنگ در ادامه مطلب



شاید به فصل گرم هم باید ایمان آورد (:


یه چند سالی میشه تابستون مثل قدیما نیست برام.نمیدونم به خاطر تنفر از گرما و عاشق فصل سرد بودنمه یا چی. ولی این چند روز یکم خوب بود.تو این گرمای داغ وقتی بیل دست میگیری و عرق میریزی و تموم تنت کوفته و خسته میشه ،لذت اب خنک چند برابر میشه.تازه میفهمی اصلا نفس آب خوردن یعنی چی.غذا خوردن تو اون قابله های کوچیک کار و سیگار دود کردن زیر سایه یه درخت که اصلا دیگه حرفی باقی نمی ذاره. لذت های به ظاهر ساده را در یابیم (:


قحطی



"اینجا باغه خودمونه. از بی آبی درخت فکر کرده پاییز شده و برگاش ریخته.چند روز بعدم طفلی شکوفه بهاری داده.ساده بگم داره خشک میشه"


امروز آب یار بودم.سیستم قطره ای که یه قطره آبم چیکه نمی کرد.لوله های آبم صدای هوا و هوهو میدادن از بی آبی.هراس و وحشت میگرفت آدم رو. یکی با دبه پلاستیکی یکی با تانکر اب میداد درختاشو.یادم افتاد به فیلمایی که هزار سال دیگه رو نشون میده، که مردم از بی آبی و هلاکت کره زمین، به ستوه آمدن .


انسان مدرن اینه .راه حلشم بلده. چاه روعمیق تر کن...

 

جدا از اون ، وقتی بی آبی خوزستان و برازجان را با قر کمر جواب می دهیم به فکرمون هم خطور نمیکنه بلایی بی آبی به همه ایران عزیزمون میرسه.

وقتی ساده از بی مدیریتی ها می گذریم . انتقال آب رو به کشورهایی غیر نادیده میگیریم.وقتی حلقه حلقه چاه آب  موروثی  دست به دست میشه.وقتی ادارات کشاورزی و مدیریت آب با باند بازی پرشده و هیچ کس سرجاش نیست.وقتی هیچ نگرش علمی به بحران آب و وضع اسف بار اکو سیستم های ایران نداریم.وقتی چشممون رو سرمایه های ملی که در نهایت تبدیل به اسکناس میشه و میره تو جیب اقا زاده ها، می بندیم


این بلا به همه مون می رسه.



shape of my heart


یادم اومد اهنگشم بذارم (:  مسلما اگه فیلم رو دیده باشین تاثیر این اهنگ زیبا دو چندان میشه 




اهنگ فوق العاده   "shape of my heart "   از   "sting"

این اهنگ موسیقی اخر فیلم "لئون حرفه ای" نیز میباشد.


گوش دادن به اهنگ در سوند کلود

متن و ترجمه اهنگ در ادامه مطلب



سم


 دیالوگی از فیلم

ارباب حلقه ها


فرودو سم،ما به چی ایمان داریم؟

 سم  به این که در این جهان خوبی‌هایی وجود داره آقای فرودو، و اون ارزش جنگیدن رو داره.



تنهایی


بر خلاف نقاط ضعفی اجتماعی که داشتم و دارم ،تو عالم رفاقت و رفیق داشتن موفق بودم.حتی نتیجه چندین سال رفیق بازی ،داشتن یه چنتا رفیق به معنای واقعی، با طرز تفکر مختلف و اخلاقای خاص خودشون برام بود.اما سال ها گذشت و یه رفتار نوپا تو خودم دیدم.دیدم هرزگاهی دوست دارم برای خودم خلوت کنم.زمان بیشترگذشت و شد یه عادت روزانه.نه خونواده و رفیقی ، دور از فضای مجازی و هرچیزی ؛ باید خودمو تو باغ ، بیابون ،پارک و خیابون، خلاصه یه جای ساکت میبردم وخلوت میکردم.


اونجا فکرم به هر ستمی و جهتی میره. 90 درصدش چیز جدیدی نیست.همونایی بوده که با همون دور بری هام ، بار و بار ها فکر میکردیم و صحبت میکردیم راجبشون .انگار نوعی مرور و جمع بندی میکنم .اما بعضی چیزا رو هم بهتر میبینم یا دقیق تر.حس خوبی میده و نمیدونم حتی مفیدم شاید هست.اما ، بنظرم یه چیزی بیشتر از این هاست.انگار اطمینان ندارم بهش.از سرعت رشدش و علاقه روز افزونی که بهش دارم یه خورده میترسم(:



westworld



These Violent Delights Have Violent Ends
این لذت های شدید ، پایان‌های خشونت آمیز به همراه دارند.

                                                                       ویلیام شکسپیر.

 

 

هنوز هم نمی‌توان سریال "وست ورلد" را یک مجموعه فوق‌العاده خوب و بی‌نقص معرفی کرد، اما نسبت به دیگر سریال‌هایی که در این دوره پخش می‌شود، این مجموعه با داستانی بسیار جذاب سرگرم‌کننده‌تر است البته همراه با رگه هایی از فلسفه انسان شناسی و کنکاش تمایلات  و دغدغه های انسانی و ...برای علاقه مندان

 فیلنامه و شخصیت پردازی قوی به خصوص نقش های "هاپکینز" و "اد هریس" و دیالوگ های بسیار سنجیده از نقاط قوت سریال میباشند.که بسیاری از این دیالوگ ها و شمایل های استفاده شده در سریال ، از دغدغه ها و افکار اندیشمندان و حتی اثار همچون "داوینچی" نیز الهام گرفته شده است.

قسمت مورد علاقه من در سریال کاراکتر "دکتر فورد" است. "هاپکینز" در کت و شلوار دکتر فورد با آن صدای جذاب و لحن معما گونه و دیالوگ های مخوف نیز وزنه ای سنگین برای سریال است.

 البته پیچیدگی های اغراق امیز و بی دلیل برداران "نولان" که در باقی اثارشون هم به وفور دیده میشه ،به دلیل بیشتر جذاب کردن یا همان عامه پسند سازی اثر، همیشه عذاب دهنده بود.همچنین از استفاده بیش از حد صحنه های اروتیک باز به همان دلیل عامه پسندی و تجاری کردن اثر که البته اصل ناگذیر اثار تلویزیونی هست ،نیز نمی توان ساده گذشت.

اما در این اشفته بازار سینما و سریال بدون شک دیدن "وست ورلد" میتونه بسیار لذت بخش و درگیرکننده باشه.

 

  دیالوگی زیبا از دکتر فورد :

   بهت که گفتم برنارد، هرگز به ماها (انسان‌ها) اعتماد نکن! ما تنها انسانیم و فقط شماهارو نا امید می‌کنیم. خداحافظ دوست من.



وقتی ما آمدیم
اتّفاق اتفاق افتاده بود!
حال هرکس به سلیقه خود چیزی می‌گوید
و در تاریکی گم می‌شود
موضوعات آرنور
Powered by Bayan