پیر احمد آباد


انگلیس، روحانیت ، پهلوی و مردم او را تنها گذاشتند و مایه ننگ است که مصدق هنوز تنهاست.

۲۹ اردی بهشت.


+ اگر تاریخ را نخواندید و برایتان روزی سوال پیش آمد که خیانت کارترین ها به این خاک چه کسانی بودند پاسخ تاریخ این است : ملی مذهبی ها.



تعیین یا کسب هویت؟!

یک ایرانی یک ایرانی است.ما نه تنها دوبال نداریم بلکه یک بال هم نداریم.یک فرد وقتی در خاک سرزمین ایران به دنیا می آید ؛ قبل از هرچیزی انسان هست و انسان هویتش را خود کسب میکند ؛ تفکری حق تعیین هویت در ابتدا ندارد.

حال فرض بر آن که هویت تعیین شدنی است.این هویت  بر چه اساسی مشخص می شود ؟

۱) تاریخ

۲) عصر حضور

اگر به تاریخ و مبدا ِ فرهنگ باشد ؛ ما ایرانی هستیم.اسلام در ایران ۱۴۰۰ سال عمر دارد.

اگر به عصر حاضر باشد ؛ نه اسلامِ حقیقی و‌ نه ایرانِ حقیقی در این مملکت جاری است.پس ما جز زائده ای باطل چیزی نیستیم.یک بی هویت به تمام معنا.

نتیجه : اشرف مخلوقات به عنوان انسان به این خاک می آید و اگر بحث هویتی باشد اول از همه ایرانی میباشد.دین و شریعت هویت زایمانی نیست.چه بسا که اگر اکتسابی بود ؛ مسلمان حقیقی نرخ بیشتری داشت.


مثال ساده: هر ایرانی به هرکشور در سراسر جهان سفر کند ؛ ابتدا از او پرسیده می شود (where are you from) . شریعت ، دوم یا چندم پرسیده می شود .البته اگر پرسیده شود.در جواب هم کسی نمی گوید : از ایرانِ اسلامی ! میگوید «ایران» 


پ.ن : «گزینه تماس با تو »

با عشق  (:




دامون

یک می روز جهانی کارگر هست. شاید ازمعدود روز هایی در تقویم جهانی هست که کمتر کسی توانایی (!) تبریک چنین روزی رو به یک کارگر داشته باشه.البته مهم هم نیست.از مافیا کره زمین تا احتمالا همین خواننده ای که با آیفونش داره این جملات رو میخونه میتونه یک سرمایه دار باشه.دیگه تجربه و در چنین جوی بودن که به کنار باشد.تیزترین نیزه سرمایه داری ، سال های سال هست که در سینه کارگری فرو رفته.هرچه زمان بیشتر میگذرد این نیزه بیشتر چرخ میزند و فرو میرود.اما نمی کُشد و باز یکی هست که ته نیزه را گرفته و نوعی دَورانش میدهد تا خوب ، جا باز کند.

خسرو گلسرخی را کجا نقد دارم و کجا دوستش دارم بماند.فدایی خلق باشد ویا مارکسیست ،شاعر محبوبِ من است.


تو رفتی

شهر در تو سوخت 

باغ در تو سوخت

اما دودست جوانت 

                  _ بشارت فردا _ 

هر سال سبز میشود

و با شاخه های زمزمه گر در تمام خاک

گل میدهد

گلی به سرخی خون

" سحرگاه بیست و هشت بهمن 1352 ، پیش از تیر باران " 



این طفل چه شود ندانم

امد نزدیکم .نمیدانم کلاس چهارم هست یا پنجم.شنیدم که گفت :" داداش باز که بو میدی" نگاهش کردم.گفت : "تو مدرسه بهمون گفتن درباره ایران بنویسم"

در ذهنم دنیایی کلمه آمد. اما به او نگفتم . برایش زود بود.درد آور و وسیع.بر احساسات و اعصابم غلبه کردم.برایش دکلمه ایران از داریوش عزیزم را پلی کردم.تا اگر خوشش آمد؛ قبل از هر‌چیزی یک میهن پرست بزرگ شود و اول از همه ایرانی بماند.

بنویس : "مرهم دردش کمی آزادی است"

گفت:" آزادی یعنی چه ؟"  خندیدم و بغلش کردم.گفت : "بو میدی" ...





گریزی به سبزینگی


یه خرافه ای هست که خیلی سعی شده رواج پیدا کنه. امروز باز بهش برخوردم.پیرمردِ داشت نهال میخرید گفت که درخت سرو ، غم میاره. بهش گفتم  از سنت خجالت بکش ! تا حالا تخت جمشید رفتی ؟یه نیم نگاهی یه شاهنامه انداختی؟ میدونی کل جهان سرو رو نماد ملی ایران میدونند؟ میدونی چقدر اعراب درختای سرو ایران رو آتش زدند ؟میدونی نماد استقامت و سرافرازی ایرانی بوده و هست؟چه درخت تمیزی هست؟چه سایه ای داره؟ خلاصه طفلی چنتا سرو خرید رفت (:


+ من امسال چهل تا نهال انداختم.چه خوب بود همه با کاشتن یه نهال با طبیعت سبز دوست می شدند و این امروز رو از این بی ثمری و کرختی ، فاصله می گرفتیم.اگر نظر این باغبان پیر را بخواهید، نهال سرو و اقاقیا رو پیشنهاد میدم.


سرو مهر، آیین مهر ، آزاد بودن، آزادگی ملل ها، فرهنگ ، تمدن،برابری 

نیک منشی، انسان و سرو ، سبز بودن،پتانسیل، ایران



قحطی



"اینجا باغه خودمونه. از بی آبی درخت فکر کرده پاییز شده و برگاش ریخته.چند روز بعدم طفلی شکوفه بهاری داده.ساده بگم داره خشک میشه"


امروز آب یار بودم.سیستم قطره ای که یه قطره آبم چیکه نمی کرد.لوله های آبم صدای هوا و هوهو میدادن از بی آبی.هراس و وحشت میگرفت آدم رو. یکی با دبه پلاستیکی یکی با تانکر اب میداد درختاشو.یادم افتاد به فیلمایی که هزار سال دیگه رو نشون میده، که مردم از بی آبی و هلاکت کره زمین، به ستوه آمدن .


انسان مدرن اینه .راه حلشم بلده. چاه روعمیق تر کن...

 

جدا از اون ، وقتی بی آبی خوزستان و برازجان را با قر کمر جواب می دهیم به فکرمون هم خطور نمیکنه بلایی بی آبی به همه ایران عزیزمون میرسه.

وقتی ساده از بی مدیریتی ها می گذریم . انتقال آب رو به کشورهایی غیر نادیده میگیریم.وقتی حلقه حلقه چاه آب  موروثی  دست به دست میشه.وقتی ادارات کشاورزی و مدیریت آب با باند بازی پرشده و هیچ کس سرجاش نیست.وقتی هیچ نگرش علمی به بحران آب و وضع اسف بار اکو سیستم های ایران نداریم.وقتی چشممون رو سرمایه های ملی که در نهایت تبدیل به اسکناس میشه و میره تو جیب اقا زاده ها، می بندیم


این بلا به همه مون می رسه.


Taxi driver 1976

اینجا بوی بد می دهد.
بوی دود٬بوی الکل.
بوی اعتراض٬بوی فریاد.
شاید روزی هم فقط بوی خون بدهد...
مراقب باش کجا آمده ای !!!


موضوعات آرنور
Powered by Bayan