تصور کن

 تصنیف "تصور کن" از جان لنون عزیزم.هیچ چیزی در وصفش ندارم.ببین ،فقط تصور کن...

 

 

 

تصور کن هیچ بهشتی وجود نداشت
آسان است اگر بخواهی
زیر پایمان هیچ جهنمی نبود
و بالای سرمان فقط آسمان بود
تصور کن تمام مردمان دنیا
فقط برای امروز زندگی می کردند
تصور کن هیچ کشوری وجود نداشت
تصورش سخت نیست
چیزی برای کشتن و کشته شدن وجود نداشت
و هیچ دینی هم نبود
تصور کن تمام مردمان دنیا
در صلح زندگی می کردند
شاید مرا خیال پرداز بخوانی
ولی من به تنهایی اینطور فکر نمی کنم
در آرزوی روزی هستم که تو نیز به ما بپیوندی
و دنیای همه ما یکی شود
تصور کن هیچ مالکیتی وجود نداشت
بعید می دانم بتوانی
حرص و طمع وجود نداشت و البته هیچ گرسنه ای
و انسان ها برادرگونه می زیستند
تصور کن تمام مردمان دنیا
تمام دنیا را با هم قسمت می کردند
شاید مرا رویاپرداز بخوانی
ولی من به تنهایی اینطور فکر نمی کنم
در آرزوی روزی هستم که تو نیز به ما بپیوندی
و دنیای همه ما یکی شود

 

 

 

 


پاپیون


 

به درک که نخواست.حالم از روابط خونی بهم میخورد. مطلقا قصه است و بس.خاطرات بچگی که دنباله نداشته باشد همه اش دروغ است.شاید بگویید همین پست معرفی فیلم بود.اما نه ،این ها فقط نوشتک های من است.

انگار تیرگی روابط باطنی ما تمامی ندارد.هرچه میخواهم تجلی بهترین خاطرات کودکی ام را در لحظه های الانم با او ببینم نمیشود.خواهر بزرگم را میگویم.من هیچ وقت زیاد فیلم به کسی معرفی نمی کنم. یا هر فیلمی رو به هرکسی حداقل. شاید به علاقه عجیبم به فیلم هایم و بی عاطفگی طرف های مقابلم بر میگردد. خودش اومد پیشم. گفت میخوای به یاد قدیما فیلم ببینیم. درونم غوغا شد.گفتم باشه .قرار بیرونم رو کنسل کردم. گفت فیلمی بذار که تا بحال ندیده ای. گفتم پاپیون رو ببینیم با بازی استیو مک کویین و داستین هافمن.فیلم خوش ساختیه ساخت 1973. رنگیه. میدونستم با فیلم های سیاه سفید حوصله برم حال نمی کنه.بارها پاپیون رو دیده بودم.ولی نم پس ندادم.انگار باز بار اولم بود.

فیلم رو گذاشتم.شاید از 231 دیالوگ فقط 42 تا رو متوجه شد.اخر سرش تو گوشی بود.تو اون عفریته.تو اون عفونت روح.تحمل کردم.عرق سرد بر تموم بدنم نشست. تا اخر فیلم تاب اوردم.گفتم شاید سکانس اخر و موسیقی اش (که برایتان گذاشتم) نظرش را جلب کند.اما نکرد. میخواستم بهش بگویم این همان موسیقی است که وقتی بچه تر بودیم در کلکسیون اثار بی کلام بارها گوش میدادیم و لذت می بردیم.میخواستم از فیلم برایش بگویم.از سکانس اخر.از ارزش والایی که در سکانس پایانی فیلم نهفته بود.از ازادی. از انسان ازاد. از جنگ برای برای رسیدن تا اخرین نفس.از بالا و پایین شدن نت های موسیقی پاپیون. از جنگ برای خوب کردن رابطه برادر خواهری.اما نخواست...

 

 

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 


پشت این سوز

 

رپ فارسی رو موسیقی نمیدونستم اگر بهرام و سورنایی وجود نداشت.اگر به این ترک دکلمه مانند گوش دادید و لذت بردید ،شما هم از پشت جنگ هایتان برایم بنویسید.

 

پشت این جنگ ها ، پشت این رنگ ها

پشت این زندگی ها ، پشت این سنگ ها

پشت این عشق لعنتی بی خبر

پشت این لبخند های تلخ بی اثر

پشت این لرزیدنای دست که نونشو میده

پشت این خطای مداده که جونشو میده

من با هر خط که مینویسم له میشم داداش

دارم نقب میزنم به یک بنا به نام من بجنگ

نقب میزنم به سنگ آب میکشم ازش

لاشه های دیروز من که قلدرن

امروز یه باورن که لاشخور خورن

من اون تختم به روی من به گچ زدی به خط

ریه های امروزم از همون گچا پرن

من خُلم یا این همه خلق بی خبر

 

**********

 

من که مست الکلم أ پرت و پلا پرم

من همون نگارم که گیسومو به دندون کشیدم أ توو دست این تبر

تموم من موند زیر چرخ جامعه

قرصم دودم الکلم سقوطم

با تموم مادرای این شهرم این همون پسر بود

به خاطر درد ، رگ سرد ،توو تن لت و پاره ـَم

من پسر صلحم اما ننم سر زا رفت

 

********

آخ که نمیدونی این پشتم چه بیوه ـَس

پشتم چه بیوه ـَس ، چه بی سند چه تلخ

این جهان چه رنگینه آخ که نمیدونی

چقد دلم خالیه و راه رفتن با دل خالی چه سنگینه

شدم یه شاعر از دست تو از دست تو تو ها

شدی یه شعر به دست من به دست من منا

پشت این سوز باد تازیونه رو صورت کتک خورده ی این همه خونه

 

*********

 

پشت این دل چه دل دلیه اهل دل

پشت پر پروازم بازار داسه

تلخه که تیغا میخونن لا لای لاله

پشتم چه بیوه ـَس

کجا بزارم پشت کدوم ابر ها خدا بزارم

 

*******

 

منم که میام از پشت قبر آرزو

پشت این عشق لعنتی بی خبر

پشت موی بلندت که دزدیده شد به شعر

یه تیکه ام با صورت رفت توو ناکجا

منم ترددم منم فوت منم منم یه مردم

منم تلخ به رنگ الکل

منم یه صورت با چند هزار چشم و گوش

منم یه قامت با چند هزار دست و پا

من هم کورم ، هم لالم ، هم کرم ، هم خیالم

 

 

 

 "پشت این جنگ ها" 

از مجموعه "کویر" علی سورنا

 


دستای تو

 

 

 

 

 

 

 

ای که بی تو خودمو تک و تنها می‌بینم

هر جا که پا میذارم تو رو اونجا می‌بینم

یادمه چشمای تو پر درد و غصه بود

قصه‌ی غربت تو قد صد تا قصه بود

یاد تو هر جا که هستم با منه

داره عمر منو آتیش میزنه

تو برام خورشید بودی توی این دنیای سرد

گونه‌های خیسمو دستای تو پاک می‌کرد

حالا اون دستا کجاس اون دوتا دستای خوب

چرا بیصدا شده لب قصه‌های خوب

من که باور ندارم اون همه خاطره مرد

عاشق آسمونا پشت یک پنجره مرد

آسمون سنگی شده خدا انگار خوابیده

انگار از اون بالاها گریه هامو ندیده

یاد تو هرجا که هستم با منه

داره عمر منو آتیش میزنه

 

داریوش _ دستای تو

عکس آلون دلون


ریو براوو





فکر کنم این تابستون از هر ده تا فیلمی که دیدم شیش تاش وسترن بود.

Rio bravo"" رو هم تمومش کردم . با هنر نمایی جان وین و دین مارتین و ریکی نلسون.

این اهنگی هم که گذاشتم از دین مارتین و ریکی نلسونه که اواخر فیلم میخونند و خیلی چسبید بهم (:



The sun is sinking in the west

The cattle go down to the stream

The redwing settles in the nest

It's time for a cowboy to dream

Purple light in the canyons

That's where I long to be

With my three good companions

Just my rifle, pony and me


این جایی است که من مدتهاست که هستم

با سه همدم خوبم

فقط تفنگ من، اسب من و من





 release 1959 USA

DirectorHoward Hawks

Based on"Rio Bravo"  by B. H. McCampbell

Featured songRio Bravo

Music composed by:  Dimitri  Tiomkin

Cast : John WayneDean MartinRicky NelsonAngie Dickinson



زمان

 

بدون شک موسیقی بدون راک کامل نبود و راک بدون "پینک فلوید" معنایی نداشت.

یه چند دقیقه ای حوصله داشته باش تا با گوشت مهربون تر بشی (:

 

اهنگ time از پینک فلوید از البومی شاهکار به نام " نیمه تاریک ماه " 
 

متن و ترجمه و مختصر وصفی  در ادامه مطلب

 


19 مرداد

 


 

 

امروز نوزده مرداد زادروز عارف عزیز. فکر نکنم کسی هست  که "با سلطان قلب ها" آشنا نباشه.

 

 

صدای گرم عارف و سبک منحصر بفردی که داره رو بسیار دوست میدارم.بهتر نیست آن هایی که سال ها با صدایشان خندیدیم و بغض کردیم و شادی کردیم، زمانی که هنوز زنده هستن و بعضا در غربت یا تنهایی به سر میبرن، دلگرمی بدهیم؟

 

 

این هم ترانه دریاچه نور از عارف که بنظر من و خودش بهترین کارشه (:

 

 

 

 

 

خاطرت آید که آنشب
از جنگلها گذشتیم
بر تن سبز درختان
یادگاری می نوشتیم
با من اندوه جدایی
نمیدانی چه ها کرد
نفرین به دست سرنوشت
تورا از من جدا کرد

 

 

 


شبا

 

 

 

صبح ساعت شیش بلند میشم چهار عصر میام خونه دست و صورت سیاه و روغنی رو میشورم .گاهی هم بلافاصه باید بیل رو بردارم برم صحرا کار کنم و ساعت نه شب میام خونه سر و صورت خاکی رو میشورم.دلم خوش بود به آف پنج شنبه ام ، که اونم مهندس گفت 12 ساعت تعمیراته باید باشی... میمونه یه جمعه و کارای عقب افتاده.باز باید از رفیقام و فیلما ندیده و کتابای نخونده بزنم.

 

 

 

این یکی دوماهم سخت ولی متفاوت تر و بهتر داره میگذره.  شبا که چند وقته باز زیاد دلتنگ "همیشه غایب" شدم و حتی قیمت سیگار و مشروبم انگار قصد کنار اومدن با مارو نداره.

 

 

یک نفر میاد که من منتظر دیدنشم       یک نفر میاد که من تشنه بوییدنشم

 

مثه یک معجزه اسمش تو کتابا اومده      تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده

 

همیشه غایب من زخممامو مرهم میذاره    همیشه غایب من گریه هامو دوست نداره

 

نکنه یه وقت نیاد صداش به دادم نرسه     آینه ها سیاه بشه کور بشه چشم ستاره 

 

 

 

 


قریه من

 

 

 

ساعت یک و خورده ای شده و انگار جمعه تمومی نداره

اهنگی زیبا از فریدون عزیز

که انگار هیچ وقت بی مناسبت نیست 

 

 

  رویاهای من قریه ایست قدیمی

تو مشتی سایه اما صمیمی
قریه من به جای فولاد
چشمه رو می پرستید چشمه رو می پرستید

 

 

 


گرمه

 

 

یکم "فرنک سیناترا" گوش کنیم این گرما رو بشوره ببره (:

 

 

 Strangers In the Night از  Frank Sinatra

 

برای متن و ترجمه اهنگ به ادامه مطلب بروید

 

 

 

 

۱ ۲

وقتی ما آمدیم
اتّفاق اتفاق افتاده بود!
حال هرکس به سلیقه خود چیزی می‌گوید
و در تاریکی گم می‌شود
موضوعات آرنور
Powered by Bayan