زمانی برای مستی اسب ها


زمانی برای مستی اسب ها


با این سوال شروع کنم:قبادی چرا این زندگی سیاه را نمایش می دهد؟

بالاخره نوبت به نوشتن از اولین فیلم بلند "بهمن قبادی" رسید.داستان در یک روستای مرزی ایران و عراق اتفاق می افتد.زبان فیلم فارسی و کردی میباشد.این فیلم در سال 2000  برنده جایزه " دوربین طلایی جشنواره فیلم کن" شد.

بهتر است اول از همه با نام فیلم شروع کنم. "زمانی برای مستی اسب ها " قاچاقچیان مرزی برای آنکه قاطر در زمستان های سرد و برف سنگین از سرما نمیرد ،به قاطر وودکا میخوراندند.این شیوه نام گذاری "قبادی" در فیلم "لاکپشت ها هم پرواز میکنند" هم بسیار جالب توجه است.

داستان فیلم مانند دیگر فیلم های مهم قبادی ، در مناطق کردنشین ایران اتفاق می افتد.همچنین باز به مانند فیلم "لاکپشت ها "  شخصیت های اصلی این فیلم را کودکان تشکیل می دهند.فیلم از "تلاش برای بقا " میگوید.اما به مانند شخصیت های فیلم دیگر، انسان بزرگ سال، ایفا نقش نمیکند. در فیلم های او ،حتی تلاش تنها برای بقا جسمی نیست. او جنگ انسان برای حفاظت روح را به تصویر می کشد.و به راستی چه کسانی میتوانند عهده دار این نقش ها شوند به جز کودکانی معصوم و در حال زجر؟ کودکانی که نمودار انسانیت راستین هستند.



شاید تماشای پاره ای از زندگی بخور نمیر و طاقت فرسای چند کودک بی سرپرست ،تن دادن به کار سخت و ازدواج اجباری و مریضی ناعلاج و ... برای بسیاری فیلم را کشدار کند.اما همان طور که "راجر ایبرت" منتقد فقید گفته است ، این حس ناشی از فقدان همدردی است.زبان فیلم کوتاه است نیازی به زیاده گویی ندارد.تصاویر همه را نشان می دهند چون کودکان نیازی به بازیگر بودن ندارند.آن ها حرفه ای های زندگی اند. سرانجام هویت ها و شخصیت هایی جدیدی در ذهن ببینده ساخته میشود.وجدان او بیدار میشود.مطمنا پشت این زجر ها و جان کندن های جان سوز در آن سرمای زندگی برای زنده مانده و خوب ماندن، راز و رمزی برای هر بیننده پنهان است.

از شدت واقعی بودن و در جریان بودن اتفاقات فیلم ،میتوان فیلم را مستند گونه در نظر گرفت.دکوپاژ های ساده بی نظیر ،ماهرانه  جلوه های بصری را به نمایش میگذارند و چیزی از ارزش موقعیت صحنه کم نمیکنند.جاگیری دوربین ها و نحوه روایت شدن فیلم در خدمت صادقانه رئالیسم هستند."قبادی "میگوید :"این فیلم ادای احترام به میراث فرهنگی من است و این افراد در ذهن من خیالی نیستند."

از موفقیت های فیلم به جز حضور در 50 جشنواره خارجی و کسب جوایز متعدد ،جهانی شدن مصائب کرد بودن ، کسب افتخار در فهرست های برتر مختلف مجلات و بنیاد های برتر سینمایی و  کسب نقد های مثبت از سوی منتقدین می باشد.



                             به راستی در بوران ها و سوز های سیاه زندگی ، مستی و گرمی انسان چه میشود؟









لاک پشت هاهم پرواز می کنند








لاک پشت ها هم پرواز می کنند

این اثر بهمن قبادی مانند دیگر اثر برتر  او "زمانی برای مستی اسب ها" به کرد ها و بررسی زندگی آن ها یا به بیان واضح تر مصائب کرد بودن میپردازد که در ژانر سیاسی، اجتماعی و جنگی قرار میگرد.مسلما فیلم ورای بستر خود یعنی مفهوم جنگ یا سیاست های مورد نظر کارگردان میباشد.فیلم ما رو به دنیایی از کودکان مصدوم و یتیم ، که زندگی شان سر شار از نا امیدی هست میکشاند.یادمه داستایوفسکی در کتاب "ابله" عقیده داشت:

(روح و روان انسان با بودن در کنار کودکان التیام می باید)

اما در این فیلم کودکی به نام اگرین را می بینم که خود دیگر روح و روانی برایش باقی نمانده است.شاید دیگر کودکان فیلم مانند برادر اگرین یا ستلایت به مانند اگرین ضربه خورده نباشند اما رنج و غم هم در چهره ستلایت بذله گو و هم در برادر اگرین که نماد مقاومت و مردانگی در اوج کودکی می باشد هویدا است.سخن راندن بر این فیلم بسیار سخت است زیرا این فیلم از زشتی ها و زیبایی ها سخن میگوید که کودکان فیلم تمام و کمال به آن پرداخته اند.از نماد پردازی زیرکانه قبادی مثل ماهی قرمز در جریان فیلم یا حتی عنوان انتخاب شده برای فیلم نیز نباید ساده گذشت.موسیقی زیبا حسین علیزاده نیز ارتباط با فیلم را دو چندان میکند.

خلاصه " فیلم لاک پشت ها هم پرواز میکنند" اگر چه فیلمی انسانی ، حتی نغز و خنده آور و یاد آور زیبایی های دنیا هر چند ستم دیده کودکان است اما زشتی هایی که منجر به تباهی زندگی انسان و کودکان بی گناه میشود را پرده نمی پوشاند. این فیلم را به حدی میتوان در زمره فیلم های نسل دوم موج نو سینمای ایرن قلمداد کرد اما دیدن آن را به همه توصیه می کنم.پرواز لاک پشت ها را نگاه کنید و با آن بخندید و گریه کنید.


معرفی فیلم:

"لاک پشت ها هم پرواز میکنند" فیلمی از "بهمن قبادی" ساخت 1383 می باشد. این فیلم به‌عنوان نماینده سینمای ایران برای اسکار ۲۰۰۴ انتخاب شد و با دریافت ۴۲ جایزه و حضور در ۷۳ جشنواره بین‌المللی در سراسر جهان، به پرافتخارترین فیلم ایران در عرصه جهانی مبدل گشت.

 

داستان فیلم:
قصه فیلم در اردوگاه پناهندگان کرد می گذرد: جایی بین مرز ترکیه و عراق. شخصیت های فیلم همه کودک و نوجوان و یتیم هستند. بزرگترها هم در اردوگاه زندگی می کنند؛ ولی بچه ها کار و کاسبی خودشان را دارند. جوانی به نام کاک ستلایت، با بازی سوران ابراهیم، در کمپ است که کار و کاسبی بچه های دیگر را زیر نظر دارد. کار این بچه ها چیست؟ آنها مین خنثی می کنند و به کار دلالی اسلحه در ممالک همجوار مشغولند...

 

در این نوشته از نقد josh raslk از مجله all movies guide  نیز استفاده شده.


اینجا بوی بد می دهد.
بوی دود٬بوی الکل.
بوی اعتراض٬بوی فریاد.
شاید روزی هم فقط بوی خون بدهد...
مراقب باش کجا آمده ای !

موضوعات آرنور
Powered by Bayan