ابله !


تابلوی بدن بی جان مسیح ،اثر نقاش آلمانی هانس هلباین

داستایوفسکی درمسیر فرانسه، برای دیدن این تابلو در شهر بازلِ سوئیس توقف میکند.به هنگام دیدن این تابلو در شهر بازل ، داستایوفسکی به همسرش میگوید "چنین تابلویی میتواند سبب از میان رفتن ایمان گردد " و خیره به تابلو می نگرد.تاریخ این سفر نزدیک به یک سال قبل از انتشار رمان ابله بوده.در رمان ابله پرنس میشکین با این تابلو مواجه میشود و در آنجا نیز پرنس میشکین نظری منفی درباره تابلو دارد.

نیچه یک جمله دارد که میگوید : بزرگترین کشف زندگی من ، داستایوفسکی بود.من میگویم ابله بزرگترین کشفی هست که میتوان از او کرد.البته این تنها یکی از اتقافات بسیاری بود که هنگام نوشتن ابله ، داستایوفسکی دچار آن بود .وقتی آن موقع ها  ابله را میخواندم ، میدانستم این رمان رویه و مقصودی متفاوت از باقی اثار او دارد.این مطلب و واقعه شهر بازل به عنوان نمونه بیشتر میتواند نشان بدهد که وجه تمایز ابله داستایوفسکی در چیست.نمی دانم چرا جنایات و مکافات و یا باقی اثار داستایوفسکی، هم محبوب تر و هم قوی تر از ابله معرفی شد ، اما هنوز که هنوز است کتابی به زیبایی ابله نخوانده ام . نظر شما درباره تابلو ویا ابله چیست ؟

ب.ا : تقدیم به هالی هیمنه که میدانم منش فئودور را دوست دارد (:



کاش




     گفت 
     از دست من کاری بر نمی آید
     کاش گفته بود
      از دلم 

        "عباس کیارستمی    

                                    

 این تابلو رو هم نمیدونم خالقش کیه ولی زیباست 


Taxi driver 1976

اینجا بوی بد می دهد.
بوی دود٬بوی الکل.
بوی اعتراض٬بوی فریاد.
شاید روزی هم فقط بوی خون بدهد...
مراقب باش کجا آمده ای !!!


موضوعات آرنور
Powered by Bayan