رویا صغیری




رویا صغیری به دست بند و 23 ماه زندان لبخند میزند

و من ساعت ها هم اگر به این لبخند زل بزنم چیزی جز انسانیت و شهامت نمی بینم

 

شعری از شیرکو بیکس که رویا صغیری پیش از رفتن به زندان منتشر کرد

مگر من از وطنم چه می‌خواستم

به غیر از تکه‌ای نان

گوشه‌ای امن

جیبی با حرمت

بارانی از عشق

پنجره‌ای باز

...که آزادی و عشق به من دهد

من چه می‌خواستم

در این حد، که به من نداد؟!



بازم معترض گونه

دوستی در وبلاگی نظر جالبی داشت. خلاصه کلام این بود که نباید شور ناله ها و اعتراض ها به حکومت و اقتصاد رو در بیاریم و نمک پاش به زخم همدیگه باشیم . و اینکه نکات خوب و مثبتم بگیم حال همو بهتر کنیم و ...

 

حالا خواستم بگم با قسمت دومش کاملا موافقم.و در کل هم از ایده دوست عزیز تشکر میکنم چون هم جسارت میخواد و صلاح غیرو.. و اینکه پست من ،حرف دله منه فقط .قصد دیگه ای نیست.من در جایگاهی هم نیستم که کسی رو بکوبم. فقط یه ایده گرفتم تا حرفای خودمو بزنم...اگه هم اخرش کسی گفت چقدر اغراق داشت و شورشو در آورده بود هم نظرش محترمه و هم بگه کجا زندگی میکنه (:


 

خب . اما قسمت اول و دوم جدا هستن مسلما.قسمت اولش ،نه که صرفا این نظر دوستمون، کلا این تفکر که :

"شل بگیر ،سعی کن یکم خوش باشی از چیزای خوب بگو، بیخیال و انقدر ناله نکن و ..." 

در دراز مدت جواب نداره که هیچ نسلای بعدی رو هم بدبخت میکنه.حتی الان برای خیلی ها جواب نمیده.مثلا کسی که نون شب نداره ،همون پدر شرمنده رو میگم، کو نکته مثبت زندگیش؟ مثلا نگاه درخت کنه بگه به به ؟یا مثبت نگر باشه و از اعتراض و ناله کوتاه بیاد؟مثلا دو روز خانوادش شام نخورده بعد انتظار داشته باشیم بچش و خانومش بگن به به چه شامی نخوردیم دو روزه .بیا راجب اون فیلمه حرف بزنیم.چقدر هوا خوبه و ...؟؟؟

حالا میگید وجود نداره کسی که نون شب نداره بخوره.باشه.من خودم و یه دوستم رو مثال بزنم که جوونیم نه زنی نه بچه ای. ساعت هفت صبح امروز بلند بشی. تا چهار بعد از ظهر مثه سگ تو افتاب داغ دست همش تو سیمان و گچ و اجر باشه.یعنی از فشار کار زیاد جونت در بیاد ،واسه مزد روزانه شصت تومن.میخواستم عکس از دستامون بذارم شاید یکم تاثیر بذاره.دیدم من شیش ماهه گوشیم شکسته و هنوز نتونستم درستش کنم.اونم که کلا گوشی نداره.

این فقط یه نمونه کارگری بنایی ساده بود.حالا رفتی بچرخی کارخونه هارو؟معادن رو؟ سفره های خالی رو دیدی ؟چی بگم که تا زجر کشیده نشه و درد حس نشه و فلاکت واقعی  از نزدیک دیده نشده ،شنیدن بعضی گفته ها مثه اب سرد رو تنه ادمه ...

خب این حرفا مسلما نمیتونه از این قشر جامعه باشه.قشری که  خاک رو خورده و نونه رو نخورده.چون این قشر جایی برای این صحبتا نداره.این قشر باید محکوم باشه به اعتراضی بودن.باید محکوم باشه به انقلابی بودن.مگر غیر اینه که این وضع رو ما مدیون جامعه و مردم همیشه خاموش و بی اثر هستیم؟

 مگر نه اینکه با همصدا شدن، با فشار روزانه ، با اعتراضی بودن  همه جانبه و با بیان دونه به دونه درد های جدید و تکراری  اون هم از تک تک  اعضای قشر اسیب دیده، میشه یه روزی ریشه این حکومت رو خشکوند؟ تازه با همچین فشاری محال و زمان بر به نظر میرسه وای به حال مردم که بخوان شدتش رو کم کنند.


مهم نیس از چه سنگری مهم نیست از چه قشری و طبقه ای ،اگر به فکر مردمی کم کاری جایز نیست.همین  نوشتن های دوستان زجر دیده در توییتر بود که جوونه انقلاب و شعله اعتراضی بودن رو در عموم مردم زد.همین نوشتن ها بود که بهمن 96 و مرداد 97  رو به هیچ رهبری و وسیله خاصی رقم زدم. دونه دونه کاراکتر های همین حرفا میره سر زبونه مردم و پخش میشه و پخش میشه تا به جایگاه عمل برسه.اینجا که وبلاگ نویسیه با قدرتی بیشتر.


راسی چند درصد از اندیشمندان و معترضین ما از سال های 80 به بعد وبلاگ نویس هایی بودن که ثانیه ای در افشای حقیقت و بیان درد و اعتراضی بودن کم نذاشتن و الان تو اوین هستن؟ بله ،نمیدونیم.

 نه قبول نمیکنم .به شخصه اگر کسی منو دعوت به سکوت یا فرقی نداره ،کم کردن سرعت و فرار از واقعیت کنه ، به قول شاعر،خود نمک بر زخم من بوده



میراث لعنتی


 این میراث لعنتی اومده به خونمون گیر داده چون داریم یه دسی روش میکشیم .کوچه و شهرهم خود به خود زیبا میکنیم باید ممنونم باشن تازه.به ما چه 200 متر اون ور تر  بافت قدیم و توریستی شروع میشه.میگه باید خونتون رو کاهگل کنید وگرنه مصالحتون و ابزارتون رو میبرم.

یاد این پیرهن سفید هایی که اوه ازشون متنفر بود افتادم .تو فردا بیا من کل اداره میراث و این حکومت فاشیست مذهبی رو کاهگل میکنم..این پرخاشگری دست خودم نیست تقصیر فیلماس (:





معترض گونه

 نمیگم سیاسی  ، حداقل باید معترض باشیم

وقتی بخشی از زندگیت و حرفات و مطالعات رو صرف معترض بودن بکنی ،سوال های مزخرف زیادی ازت پرسیده میشه.مثلا فایده اعتراض چیه؟فایده انقلاب چیه؟سیاست مگه پدر مادر داره؟مگه نون و اب میشه برات؟اصلا  چه مرگته که اعتراض میکنی؟؟؟

میخوام اینجا جواب خودم رو خودمونی از لحاظ اقتصادی به سوال اخر بدم.تا باقیش باشه برای پستای بعد...

خب ،اون ثروت مندان که مثلا اگر بخواهیم به 50 طبقه تقسیمشون کنیم  ،اره اونا نیازی به انقلاب و اعتراض ندارن.اما اونی که شام شب نداره بخوره،اونی که چند ساله جهیزیه دخترش رو نتونسته بگیره،سفره خالی،مادر مریض،کارگر با سه ماه حقوق عقب افتاده،مریض خاص،معلم با حقوق بخور نمیر،دانجشوی بی پول،جوون بیکار،کلیه فروش،مال باخته بانکی،حقوق اداره کار،پدر شرمنده،کودک کار،زنی که برای استخدام باید هفت خان رو رد کنه،اونی که 40 ساله هنوز یه خونه از خودش نداره،تا خرخره زیر قرض و وام،اونایی که طعم میوه و گوشت رو چند ماهی یکبار باید مزه کنند و ... روی صحبت با ایناست.نه حتی اون خونواده متوسطی که  یک زندگی اقتصادی نرمالی رو داره.

خواستم خلاصه بگم "گشنه گی نکشیدگان"،دیدم این ها حتی کمبود هم حتی نداشتن تا به حال.نهایت تلخی که تو زندگی چشیدن، از قهوه ای بوده که تو کافه ها شیک روزانه میل میکنند.

خب اگه حالا از این اقشار نیستید ،خیلی باهوش  هم هستید که ذره ای سواد و شهامت سیاسی ندارین.پس باید لطف کنید حداقل از روی انسانیت به جای عامل دلسردی ، خاموش باشید و بذارید این مردم، که این زندگی نکبت بار رو مدیون جامعه فاسد هستند،اعتراض خودشون رو بکنند.




وقتی ما آمدیم
اتّفاق اتفاق افتاده بود!
حال هرکس به سلیقه خود چیزی می‌گوید
و در تاریکی گم می‌شود


موضوعات آرنور
Powered by Bayan