خشتی دیگر در دیوار

 
خب این کلمات بر آمده از ذهن آشفته مطمئنا تحت تاثیر آثار پینک فلوید و یا هر جریانی هم فکر دیگه مثلا رمان " جز از کل " استیو تولتز نیست. این جریان بوده و هست . من لمس کردم و دیده ام.با چند مثال شروع کنیم .
 
 در دوران دبیرستان ، با دوستی در قهوه خانه ای بودم. این دوست من ، همراه با تحصیل در بهترین مجتمع جوشکاری شهر کار میکرد.یک دفعه ، صاحب کارش با حالت تضرع و التماس آمد و گفت تو را به جون هر کسی که دوست داری بیا سر کار! هرچی میخوای بهت میدم! کم پیش می آید که شاگردی آن هم با این سن کم انقدر کارش خوب باشد که استاد دنبالش بیفتد . خب سرانجام دوست ما این بود که باید درس میخواند و از اونجایی که به درس علاقه نداشت الان در دستشویی های شهرداری موش جمع میکند.( از اهمیت جوشکاری در صنعت غرب بیشتر بدانیم ).خب ،یک نمونه دیگر. از همان ابتدایی یاد دارم که در نقاشی و طراحی اعجوبه بود. در دوران راهنمایی کار های خود را به جشنواره های مختلف می فرستاد. اماهمان طور که میدانید ، بایددرس میخواند . پس از چند سال پشت کنکور بودن و دانشگاه الان افسرده شدید است به طوری که چند سال است از خانه بیرون نیامده .حتی یک مرتبه!مورد دیگر جالب بود.وقتی میخواند حس میکردی با یک خواننده دهه 50 طرفی! وقتی 16 ساله بود ، از خانه فرار کرده بود و ترکی آمریکایی از توپاک را در استودیویی اجرا کرده بود.  پیشنهاد های  کم نظیری بهش شده بود. اما باید مهندسی میخواند. حال کجاست ؟ دنبال مواد. احتمالا سر کوچه منتظر ساقی!ساقی مواد کیست حالا ؟ باز هم دوست بنده ، که علاقه زیادی به ورزش داشت اما باید پزشکی اش را تمام میکرد. نکرد و خب الان ساقی محل شده !
 
 
میدانم اگر ذهن خود را مرور کنید احتمالا جز اطرافیان ، خودتان هم به نوعی قربانی سیستم آموزشی بوده اید! به راحتی میتوان فهمید چه درصد عظیمی از معتادین، افسرده ها، دزد ها و باقی خلافکار ها از دل این سیستم بیرون آمده اند.از طرف دیگر ،پزشک های بی سواد و نامسئول،مهندسین ناتوان ،معلمین بی عاطفه و هنرمندان دوزاری...اگر کمی فکر کنیم ، میبینم میتوانیم روی این لیست صدها نوع محصول نامرغوب و مخربی که سیستم آموزشی به جامعه تحویل داده است اضافه کنیم! 
 
اما مخرب ترین اثر سیستم های آموزشی چیست؟
از بین بردن فردیت .نابود کردن افکار منحصر به فرد  . از همان ابتدا ، وقتی کودک وارد این سیستم می شود با این صحنه ها مواجه هستیم !
 
کودکی پشت صندلی سخت نشسته.معلمی وارد میشود.همه باید جلوی آن بی سوال بلند شوند.معلم میگوید و همه یک صدا تکرار میکنند.معلم میکشد همه میکشند.معلم اشاره میکند همه همان نقطه را نگاه میکنند.در تمام برنامه ها  هم برنامه همین است. از صف صبحگاهی اول ابتدایی گرفته تا هنگام دفاع دانشجویی.همیشه یکی بوده که چیزی بگوید تا بقیه تکرار کند یا دنبال آن بروند.آن طفل معصوم در طول 15 سال با کتاب هایی بزرگ میشود که پر شده از عقاید و اندیشه ها به شدت برنامه ریزی شده ی تحمیلی .مرتبا انسان به کار و اندیشه گروهی ، طبق عرف و سنت پیش رفتن و سیستمی بار آمدن تشویق می شود و این یک ارزش نهادینه میشود.
نتیجه این سیستم جامعه ای اشباع از انسان ها با اذهان گروهی ، تفکر انعتطاف ناپذیر و پیرو تمام سیستم ها می باشد.از یک مامور شهرداری تحصیل نکرده عزیز تا دکتر و مهندس و هنرمند و اندیشمند و سیاست مدار ،هر گروه به نوعی و درجه ای دچار ذهنیت جمعی هستند و این یعنی هیچکدام فردیت و تفکر یکتا خودشون رو بدست نیاوردند. حال هرچند شخصیتی ممتاز و حرفه ای و فهمیده باشد.حال این وضعیت چه بلایی به انسانیت و اجتماع می آورد خود قصه ای دراز است.
 
خب حالا ،گوش دادن به پینک فلوید رخدادی نیک تلقی می شود. از البوم دیوار 1979
پ.ن: خب این نتیجه رو بحث نکردم چون طولانی میشد.به شخصه خودم بیهوده ترین دوران زندگیم رو مدرسه میدونم.یه مدت بود یه صندوق میذاشتم زیر پام ، از عصر تا شب مردم و خیابون رو فقط نگاه میکردم.خیلی لذت بخش تر و یاد دهنده تر بود (:
 
 
 
we dont need no education  
 
ما به آموزش نیازی نداریم

We don't need no thought control

ما به کنترل ذهنی نیاز نداریم 
No dark sarcasm in the classroom

نمیخوایم که تو کلاس به ما ریشخند بزنین
Teachers leave them kids alone

 معلم(ها)  دست از سر اون بچه ها بردار 
Hey teacher leave them kids alone

هی! معلم! دست از سر اون بچه ها بردار

All in all it's just another brick in the wall

همه اینا روی هم رفته مثل آجر دیگه ای در دیوار می مونه 
All in all you're just another brick in the wall 

روی هم رفته همه شما مثل آجر دیگه ای در دیوار می مونین

 

 

 

پلکانی به بهشت

 


دریافت

 

 

برترین اهنگ تاریخ راک؟ نمیدونم.اما یه حس ناب از بهترین وکالیست راک

 


There's a lady who's sure all that glitters is gold
And she's buying a stairway to heaven.
When she gets there she knows, if the stores are all closed
With a word she can get what she came for.
Ooh, ooh, and she's buying a stairway to heaven.

بانویی هست که شک ندارد هر چیز درخشانی، طلاست
و دارد پلکانی برای رفتن به بهشت می‌خرد
وقتی به آنجا برسد، می‌داند که اگه تمام مغازه ها هم بسته باشند
با گفتن یک کلمه می‌تواند به چیزی که دنبالش است، برسد
و دارد پلکانی برای رفتن به بهشت می‌خرد

 


There's a sign on the wall but she wants to be sure
'Cause you know sometimes words have two meanings.
In a tree by the brook, there's a songbird who sings,
Sometimes all of our thoughts are misgiven.

نشانه‌ای روی دیوار هست، ولی او می‌خواهد مطمئن شود
چون می‌دانید، گاهی اوقات کلمات دو معنی دارند
روی درختی کنار جوی آب، پرنده آوازه خوانی هست که آواز سر می‌دهد
گاهی اوقات تمام افکارمان پر از شک و تردید اند


Ooh, it makes me wonder
Ooh, it makes me wonder

این مرا به فکر وا می‌دارد
مرا به فکر وا می‌دارد

 


There's a feeling I get when I look to the west,
And my spirit is crying for leaving.
In my thoughts I have seen rings of smoke through the trees,
And the voices of those who stand looking.

وقتی به غرب نگاه می کنم، حسی به من دست میدهد
و روحـم برای ترک [جسمم] فریاد می کشد
در افکارم، حلقه های دود را در بین درختان دیده ام
و صدای کسانی را شنیدم که ایستاده بودند و تماشا می‌کردند


Ooh, it makes me wonder,
Ooh, it really makes me wonder.

این مرا به فکر وا می‌دارد
مرا به فکر وا می‌دارد

 


And it's whispered that soon, if we all call the tune,
Then the piper will lead us to reason.
And a new day will dawn for those who stand long,
And the forests will echo with laughter.

 

صدایی نجواگر نوید می‌دهد که به زودی اگر همه‌مان هم‌نوا شویم
نی‌زن ما را به سوی عقل و منطق هدایت خواهد کرد
و روزی جدید برای کسانی که ثابت قدم بوده‌اند، شروع خواهد شد
و جنگل ها این را با خنده انعکاس می‌دهند


If there's a bustle in your hedgerow, don't be alarmed now,
It's just a spring clean for the May queen.
Yes, there are two paths you can go by, but in the long run
There's still time to change the road you're on.
And it makes me wonder.

اگر در ردیف بوته‌های جلوی خانه‌ات جنب و جوش‌ای دیدی، مضطرب نشـو
ملکه ماه می (بهار) است که دارد خانه تکانی می‌کند
آری، دو راه پیش روی‌ات قرار گرفته است، اما در بلند مدت
هنوز هم برای تغییر مسیرت، زمان داری
و این این مرا به فکر وا می‌دارد

 

Your head is humming and it won't go, in case you don't know,
The piper's calling you to join him,
Dear lady, can you hear the wind blow, and did you know
Your stairway lies on the whispering wind?

در سرت صدای زمزمه ای بی پایان را می‌شنوی، اگر نمی‌دانی
بدان که نی‌زن دارد فرا می‌خواندت تا به او بپیوندی
بانوی عزیز، صدای وزش باد را می‌شنوی؟
و می‌دانستی کـه پلکانت بر باد نجواگر استوار است؟

 

And as we wind on down the road
Our shadows taller than our soul.
There walks a lady we all know
Who shines white light and wants to show
How everything still turns to gold.
And if you listen very hard
The tune will come to you at last.
When all are one and one is all
To be a rock and not to roll.

و همان‌‌طور که به تدریج به انتهای جاده نزدیک می‌شویم
سایه‌های‌مان بلندتر از ارواحمان، قد می‌کشند
آنجا، بانویی قدم می‌زند که همه‌مان می‌شناسیمش
بانویی که با نوری سفید می‌درخشـد و می‌خواهد نشان‌مان دهد
که چطور همه چیز هنوز هم به طلا تبدیل می‌شوند
و اگر با دقت گوش دهی
نغمه بالاخره به گوش‌ات می‌رسد
وقتی یکی برای همه و همه برای یکی شوند
سنگ باشند و نغلتند (استوار باشند و متزلزل نشوند)

 


And she's buying a stairway to heaven.

و او دارد پلکانی برای رفتن به بهشت می‌خرد

 

 

 


دیروز

اتفاق در لیورپول بریتانیا رخ داد.سال 1960 و اشنایی جان لنون و پل مک کارتنی .اتفاقی که منجر به تشکیل جریان ساز ترین بند موسیقی شد.و ده سال بعد پایانی بر همه چیز.

ترک دیروز با صدای پل مک کارتنی 


دریافت

دیروز گویی تمام درد سر هایم فرسنگ ها از من دور بودند

اکنون به نظر می رسد که امده اند تا کنارم بمانند

آه من دیروز را باور دارم

به ناگاه ٬ دیگر نیمی از آن مردی که بودم هم نیستم 

و تنها شبحی از او بر من سایه افکنده

آه دیروز ناگهانی امد

چرا باید میرفت ؟ نمیدانم ٬ خودش هم بنای گفتن ندارد

من حرف اشتباهی زدم و اکنون ارزوی دیروز را دارم

دیروز عشق ٬ بازی آسانی بود 

اکنون به جایی برای پنهان شدن نیاز دارم

آه من دیروز را باور دارم




تصور کن

 تصنیف "تصور کن" از جان لنون عزیزم.هیچ چیزی در وصفش ندارم.ببین ،فقط تصور کن...

 

 

 

تصور کن هیچ بهشتی وجود نداشت
آسان است اگر بخواهی
زیر پایمان هیچ جهنمی نبود
و بالای سرمان فقط آسمان بود
تصور کن تمام مردمان دنیا
فقط برای امروز زندگی می کردند
تصور کن هیچ کشوری وجود نداشت
تصورش سخت نیست
چیزی برای کشتن و کشته شدن وجود نداشت
و هیچ دینی هم نبود
تصور کن تمام مردمان دنیا
در صلح زندگی می کردند
شاید مرا خیال پرداز بخوانی
ولی من به تنهایی اینطور فکر نمی کنم
در آرزوی روزی هستم که تو نیز به ما بپیوندی
و دنیای همه ما یکی شود
تصور کن هیچ مالکیتی وجود نداشت
بعید می دانم بتوانی
حرص و طمع وجود نداشت و البته هیچ گرسنه ای
و انسان ها برادرگونه می زیستند
تصور کن تمام مردمان دنیا
تمام دنیا را با هم قسمت می کردند
شاید مرا رویاپرداز بخوانی
ولی من به تنهایی اینطور فکر نمی کنم
در آرزوی روزی هستم که تو نیز به ما بپیوندی
و دنیای همه ما یکی شود

 

 

 

 


زمان

 

بدون شک موسیقی بدون راک کامل نبود و راک بدون "پینک فلوید" معنایی نداشت.

یه چند دقیقه ای حوصله داشته باش تا با گوشت مهربون تر بشی (:

 

اهنگ time از پینک فلوید از البومی شاهکار به نام " نیمه تاریک ماه " 
 

متن و ترجمه و مختصر وصفی  در ادامه مطلب

 


سید برت


دیروز 7 جولای ،روزی بود که موسیقی سید برت رو از دست داد،از بهترین های سایکدلیک راک...

سید برت  از گروه پینک فلوید جدا شد و پس از این مدت به انزوا گروید 

و ۳۵ سال باقی عمرش را دور از آشنایان، رسانه ها و دوستان گذراند و در هیچ جمعیحضور نیافت و در 60 سالگی درگذشت.

 گوش دادن به اهنگ فوق العاده زیبای "کاش اینجا بودی" از اعضای گروه که برای او ساخته شد.

برای متن و ترجمه اهنگ به ادامه مطلب بروید.


inside out

                                       

                                         


Wearing the inside out آهنگی از آلبوم آخر پینک فلوید division bell می باشد،در این آهنگ "ریچارد رایت" برای نخستین بار بعد از آلبوم "نیمه تاریک ماه" به عنوان خواننده ظاهر شد.


گوش دادن به این اهنگ در سوند کلود

 

From morning to night I stayed out of sight 
از صبح تا شب خود را نهان کرده ام از چشم مردم
Didn't recognise I'd become 
به جا نمی آورم چه بر سرم می آید
No more than alive I'd barely survive 
فقط زنده بودم،به سختی نفس می کشیدم
In a word...overrun 
در یک کلام...داغان
Won't hear a sound 
From my mouth
از دهان من صدایی نمی شنوی 
I've spent too long 
مدت زیادی است که که عمر را
On the inside out 
واژگونه گذرانده ام

                                                                          



Taxi driver 1976

اینجا بوی بد می دهد.
بوی دود٬بوی الکل.
بوی اعتراض٬بوی فریاد.
شاید روزی هم فقط بوی خون بدهد...
مراقب باش کجا آمده ای !!!


موضوعات آرنور
Powered by Bayan