شما که غریبه نیستید





این نوشته طولانی من بر "شما که غریبه نیستید " را نخوانید ولی کتاب را یک نفس بخوانید ...

برای معرفی کتاب و دیگر قسمت هایی زیبا از آن به ادامه مطلب بروید.


قسمتی از کتاب:


#پسر کاظم و «کاظم» معنای دیگری غیر از یک «اسم» دارد. «پسر کاظم» بودن سخت است


#وقتی می‌نوشتم سبک می‌شدم. صفحه‌ی سفید کاغذ بهترین کسی بود که حرف‌هایم را گوش می‌کرد، گوش می‌کرد و گوش می‌کند. صفحه‌ی سفید کاغذ مسخره‌ام نمی‌کند. چیزهایی که می‌گویم تو دلش نگه می‌دارد. چیزی را به رُخم نمی‌کشد. آزارم نمی‌دهد. دلسوزی بیجا نمی‌کند. نیش نمی‌زند. پدر، مادر، خواهر و برادر و همه‌ کسم است.مرا به گذشته و آینده و خیال هایم میبرد.به رنج ها و شادی هایم بغض میکند و میخندد.




کتاب جنایات و مکافات



جنایات و مکافات داستایوفسکی  از اون کتاباهاش نبود که  تعریفشو بکنم یا بگم چی ازش گرفتم. وقتیخوندمش یه صفحه سوال فقط ازش داشتم،  با این حال خوندش بسیار شیرین و غرق کننده هست.


راسکولنیکوف چه حقیقتی رو پذیرفت؟

به چه حقیقتی رسید؟چرا اون پایان رو برا خودش ساخت؟

چرا خود کشی نکرد؟

انگیزه اصلیش برای قتل چی بود؟

 و ...


مضمون و درون مایه کتاب تحلیل انگیزه‌های قتل و تأثیر قتل بر قاتل است که داستایفسکی 

مسئله رابطه میان خویشتن و جهان پیرامون و فرد و جامعه را در آن گنجانده است.

معرفی عشق به عنوان نیروی رستگاری بخش.

 بررسیو روانکاوی چند شخصیت داستان ، سرنوشت این اشخاص و تاثیر اعمال ان ها در این سر نوشت.

تسلیم شدن و یا خودکشی یا حتی در طرف مقابل تسلیم نشدن و ادامه زندگی.

جایگاه و تاثیر مذهب و عشق بر شخصیت ها .


داستان:

جنایت و مکافات داستان دانشجویی به نام «راسکولنیکف» را روایت می‌کند که مرتکب قتل می‌شود؛ بنابر انگیزه‌های پیچیده‌ای که حتی خود او از تحلیل‌شان عاجز است.

زن رباخواری را همراه با خواهرش، که غیرمنتظره به هنگام وقوع قتل در صحنه حاضر می‌شوند، می‌کشد و پس از قتل خود را ناتوان از خرج کردن پول و جواهراتی که برداشته می‌بیند و آنها را پنهان می‌کند.



کتاب بار دیگر شهری که دوست میداشتم

                                      

                                         



کتاب بار دیگر شهری که دوست میداشتم

عاشقانه ای متفاوت از نادر ابراهیمی



این کتاب در کنار کتاب " یک عاشقانه آرام " از زمره عاشقانه ترین کتاب های نادر ابراهیمی است که با توجه به حجم کمی که دارد از تاثیرگذاری چشمگیری برخوردار است.

بار دیگر شهری که دوست می داشتم ، داستان عاشقی پسر مردی کشاورز است که سخت دلباخته دختر خان شده است و هنگامی این داستان را روایت می کند که عشقش (هلیا) پس از گذر روزها از فرارشان از شهری که در آن کودکی خود را به دست جوانی سپرده بودند ، او را تنها رها کرده و به خانه بازگشته بود.مرد عاشق به شهری باز می گردد که...

 

بخش هایی زیبا از کتاب:

 

  کجا هستی؟
ــ توی باغ، خانم! دنبال پروانه می‌گردم.
ــ برو بیرون سراغ پروانه‌هایت! تو هیچ‌وقت چیزی نخواهی‌شد. آنچه هنوز تلخ‌ترین پوزخندِ مرا برمی‌انگیزد «چیزی‌شدن» از دیدگاه آنهاست__ آنها که می‌خواهند ما را در قالب‌های فلزّی خود جای بدهند. آنها با اعدادِ کوچک به ما حمله می‌کنند. آنها با صفرِ مُطلقشان به جنگ با عمیق‌ترین و جاذب‌ترین رؤیاها می‌آیند 

 

 یاد تو هر لحظه با من است؛ امّا یاد، انسان را بیمار می‌کند. 

 

 در آن لحظه‌یی که تو یک «آری» را با تمام زندگی تعویض می‌کنی،
در آن لحظه‌های خطیر که سپر می‌افکنی و می‌گذاری دیگران به‌جای تو بیندیشند،
در آن لحظه‌هایی که تو ناتوانی خویش را در برابر فریادهای دیگران احساس می‌کنی،
در آن لحظه‌یی که تو از فراز، پا در راهی می‌گذاری که آن‌سوی آن اختتامِ تمامِ اندیشه‌ها و رؤیاهاست،
در تمام لحظه‌هایی که تو می‌دانی، می‌شناسی و خواهی‌شناخت،
به‌یاد داشته‌باش
که روزها و لحظه‌ها هیچ‌گاه باز نمی‌گردند. 



کتاب "مردی به نام اوه"

                                              

نام کتاب:مردی به نام اوه 

نویسنده:فردریک بکمن

انتشارت :اسو

ترجمه خوب:فرشته افسری


دیدین این نمایشگاه های کتاب کنار پارکا یا گوشه کنار های شهر که زده 50 درصد تخفیف...ساده نباشید، اینا فقط چگونه پولدار شویم و از اینا ندارن (:

اگه دنبال یه کتاب روان و جذاب هستین که حالتون رو خوب کنه،زندگی این مرد دوست داشتنی را بخونید.


قسمت هایی زیبا از کتاب:


+ ++ از نظر سونیا سرنوشت چیزی بود،اما اوه سرنوشت را "کسی" میدانست

+++  اوه:انگار دیگه کسی واسه ارزش ها و اصول هاش نمی جنگه

+++  قبل از دیدن او هرگز زندگی نکرده بود،بعد از رفتن او هم هرگز زندگی نکرد



اشفته حالان بیدار بخت

                                                 غلوم حسین ساعدی 

                                                     

                                                               کتاب آشفته حالان بیداربخت

                   اثر غلام حسین ساعدی                         

                     انتشارات نگاه                         


روان شناسی-شخصیت شکافی پایه و بنای این کتاب هست.کتاب از چند داستان کوتاه جذاب تشکیل شده  و غلام حسین مرادی با شناختی که از شخصیت های آشفته ذهن و درد های اونا داره، توانسته با بهره گیری از این کاراکترها ، شخصیت سازی کاملی رو داشته باشه.


 اگر علاقمند به داستان های کوتاه فارسی هستین خوندنش بدون شک پر از لطفه (:



از طعم گیلاس می‌خوای بگذری؟

نگذر! من می‌گم... رفیقتم ...نگذر!

Powered by Bayan