اندکی بیشتر با نهایت تاریکی

داشتم ازشهر بر میگشتم به خوابگاه.غرق در افکار ناشی ازشهر گردی با خودم گفتم حالا یلدا بی هندونه چی میشه .یه شبم اینجوری بره.که رسیدم به سوپری نزدیک خوابگاه. ف.ف گفت ممدو هندونه خوب آوردم.گفتم دمت گرم نمی خوام.بیرون مغازه داشتم سیگارمو دود میکردم که زد پشتم.برگشتم دیدم یه هندونه و یه بطریه عرقِ دستگیرِ کشمشِ اعلا به طرفم دراز کرده.گفت مهمون منی.یعنی کنسیه ف.ف و بی اعتمادیش به دانشجو و کلا انسان دیدنیه.بعدا ازش میگم اما ناگفته نمونه که هنوز به انسان و آیین مهرم ایمان دارم.


 با دست پر رفتم خوابگاه و برق رو انداختم تو چشای بچه ها.چی تو ذهنم بود و چیشد... با اینکه اکثر اوقات تا سه و چهار صبح بیدارم ، این صبح بعد چله رو تا سپیده دم بیدار موندم.چرخه زیبایی بود.طی کردن تاریک ترین شب و رسیدن به اولین صبح زمستون.دیدن این که ستاره ها دونه دونه تو اغوش اولین پرتوهای خورشید گم میشن لذت بخش بود.ستاره هایی که نود روز پاییز دنبالشون میکردم.امیدوارم یلدای شما هم دلچسبتون بوده باشه.اولین صبح زمستون و یلدا ( با تاخیر ) مبارکتون.

عرق دستگیر کشمش اعلا چیه دیگه؟(((:

ای بابا ! یه نوع عرق ساده مثل نسترن برا اونایی که خیلی سرد مزاجن جواب میده  (:
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Taxi driver 1976

اینجا بوی بد می دهد.
بوی دود٬بوی الکل.
بوی اعتراض٬بوی فریاد.
شاید روزی هم فقط بوی خون بدهد...
مراقب باش کجا آمده ای !!!


موضوعات آرنور
Powered by Bayan