بازم معترض گونه

دوستی در وبلاگی نظر جالبی داشت. خلاصه کلام این بود که نباید شور ناله ها و اعتراض ها به حکومت و اقتصاد رو در بیاریم و نمک پاش به زخم همدیگه باشیم . و اینکه نکات خوب و مثبتم بگیم حال همو بهتر کنیم و ...

 

حالا خواستم بگم با قسمت دومش کاملا موافقم.و در کل هم از ایده دوست عزیز تشکر میکنم چون هم جسارت میخواد و صلاح غیرو.. و اینکه پست من ،حرف دله منه فقط .قصد دیگه ای نیست.من در جایگاهی هم نیستم که کسی رو بکوبم. فقط یه ایده گرفتم تا حرفای خودمو بزنم...اگه هم اخرش کسی گفت چقدر اغراق داشت و شورشو در آورده بود هم نظرش محترمه و هم بگه کجا زندگی میکنه (:


 

خب . اما قسمت اول و دوم جدا هستن مسلما.قسمت اولش ،نه که صرفا این نظر دوستمون، کلا این تفکر که :

"شل بگیر ،سعی کن یکم خوش باشی از چیزای خوب بگو، بیخیال و انقدر ناله نکن و ..." 

در دراز مدت جواب نداره که هیچ نسلای بعدی رو هم بدبخت میکنه.حتی الان برای خیلی ها جواب نمیده.مثلا کسی که نون شب نداره ،همون پدر شرمنده رو میگم، کو نکته مثبت زندگیش؟ مثلا نگاه درخت کنه بگه به به ؟یا مثبت نگر باشه و از اعتراض و ناله کوتاه بیاد؟مثلا دو روز خانوادش شام نخورده بعد انتظار داشته باشیم بچش و خانومش بگن به به چه شامی نخوردیم دو روزه .بیا راجب اون فیلمه حرف بزنیم.چقدر هوا خوبه و ...؟؟؟

حالا میگید وجود نداره کسی که نون شب نداره بخوره.باشه.من خودم و یه دوستم رو مثال بزنم که جوونیم نه زنی نه بچه ای. ساعت هفت صبح امروز بلند بشی. تا چهار بعد از ظهر مثه سگ تو افتاب داغ دست همش تو سیمان و گچ و اجر باشه.یعنی از فشار کار زیاد جونت در بیاد ،واسه مزد روزانه شصت تومن.میخواستم عکس از دستامون بذارم شاید یکم تاثیر بذاره.دیدم من شیش ماهه گوشیم شکسته و هنوز نتونستم درستش کنم.اونم که کلا گوشی نداره.

این فقط یه نمونه کارگری بنایی ساده بود.حالا رفتی بچرخی کارخونه هارو؟معادن رو؟ سفره های خالی رو دیدی ؟چی بگم که تا زجر کشیده نشه و درد حس نشه و فلاکت واقعی  از نزدیک دیده نشده ،شنیدن بعضی گفته ها مثه اب سرد رو تنه ادمه ...

خب این حرفا مسلما نمیتونه از این قشر جامعه باشه.قشری که  خاک رو خورده و نونه رو نخورده.چون این قشر جایی برای این صحبتا نداره.این قشر باید محکوم باشه به اعتراضی بودن.باید محکوم باشه به انقلابی بودن.مگر غیر اینه که این وضع رو ما مدیون جامعه و مردم همیشه خاموش و بی اثر هستیم؟

 مگر نه اینکه با همصدا شدن، با فشار روزانه ، با اعتراضی بودن  همه جانبه و با بیان دونه به دونه درد های جدید و تکراری  اون هم از تک تک  اعضای قشر اسیب دیده، میشه یه روزی ریشه این حکومت رو خشکوند؟ تازه با همچین فشاری محال و زمان بر به نظر میرسه وای به حال مردم که بخوان شدتش رو کم کنند.


مهم نیس از چه سنگری مهم نیست از چه قشری و طبقه ای ،اگر به فکر مردمی کم کاری جایز نیست.همین  نوشتن های دوستان زجر دیده در توییتر بود که جوونه انقلاب و شعله اعتراضی بودن رو در عموم مردم زد.همین نوشتن ها بود که بهمن 96 و مرداد 97  رو به هیچ رهبری و وسیله خاصی رقم زدم. دونه دونه کاراکتر های همین حرفا میره سر زبونه مردم و پخش میشه و پخش میشه تا به جایگاه عمل برسه.اینجا که وبلاگ نویسیه با قدرتی بیشتر.


راسی چند درصد از اندیشمندان و معترضین ما از سال های 80 به بعد وبلاگ نویس هایی بودن که ثانیه ای در افشای حقیقت و بیان درد و اعتراضی بودن کم نذاشتن و الان تو اوین هستن؟ بله ،نمیدونیم.

 نه قبول نمیکنم .به شخصه اگر کسی منو دعوت به سکوت یا فرقی نداره ،کم کردن سرعت و فرار از واقعیت کنه ، به قول شاعر،خود نمک بر زخم من بوده


اینو زیر پست "از مصائب ترک" میخواستم بگم، ولی اشتباهی سر از اینجا درآورد :-))
فرقی نداره عزیز
منم بیشترین زمانی که تونستم سیگار رو ترک کنم 3 هفته بوده.

امروز آخرین نخ رو کشیدم و پاکت خالی رو انداختم دور و میخوام برا همیشه ترک کنم. به خاطر سلامتی نه البته، خیلی گرون شده دیگه توان مالیشو ندارم!
داداش این پست معترض گونه بود نظرو اشتباه گذاشتی  ولی چون همدردیم باشه قبوله ((: منم یکی از دلیلام همین گرونیه ...نشد نداره میشه گذاشتش کنار ولی سخته...باید سعی بکنیم تا ببینیم چی میشه
موافقم با بیشترحرفاتون
ممنونم بابت توجه تون (:
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
اینجا بوی بد می دهد.
بوی دود٬بوی الکل.
بوی اعتراض٬بوی فریاد.
شاید روزی هم فقط بوی خون بدهد...
مراقب باش کجا آمده ای !

موضوعات آرنور
Powered by Bayan