تنهایی


بر خلاف نقاط ضعفی اجتماعی که داشتم و دارم ،تو عالم رفاقت و رفیق داشتن موفق بودم.حتی نتیجه چندین سال رفیق بازی ،داشتن یه چنتا رفیق به معنای واقعی، با طرز تفکر مختلف و اخلاقای خاص خودشون برام بود.اما سال ها گذشت و یه رفتار نوپا تو خودم دیدم.دیدم هرزگاهی دوست دارم برای خودم خلوت کنم.زمان بیشترگذشت و شد یه عادت روزانه.نه خونواده و رفیقی ، دور از فضای مجازی و هرچیزی ؛ باید خودمو تو باغ ، بیابون ،پارک و خیابون، خلاصه یه جای ساکت میبردم وخلوت میکردم.


اونجا فکرم به هر ستمی و جهتی میره. 90 درصدش چیز جدیدی نیست.همونایی بوده که با همون دور بری هام ، بار و بار ها فکر میکردیم و صحبت میکردیم راجبشون .انگار نوعی مرور و جمع بندی میکنم .اما بعضی چیزا رو هم بهتر میبینم یا دقیق تر.حس خوبی میده و نمیدونم حتی مفیدم شاید هست.اما ، بنظرم یه چیزی بیشتر از این هاست.انگار اطمینان ندارم بهش.از سرعت رشدش و علاقه روز افزونی که بهش دارم یه خورده میترسم(:


ترسناکه...
بترسین :)
چاره ای نیست (((:
پس سعی کنید خیلی به این خلوت و تنهایی عادت نکنید. 
نمیدونم 
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">


وقتی ما آمدیم
اتّفاق اتفاق افتاده بود!
حال هرکس به سلیقه خود چیزی می‌گوید
و در تاریکی گم می‌شود


موضوعات آرنور
Powered by Bayan