شبا

 

 

 

صبح ساعت شیش بلند میشم چهار عصر میام خونه دست و صورت سیاه و روغنی رو میشورم .گاهی هم بلافاصه باید بیل رو بردارم برم صحرا کار کنم و ساعت نه شب میام خونه سر و صورت خاکی رو میشورم.دلم خوش بود به آف پنج شنبه ام ، که اونم مهندس گفت 12 ساعت تعمیراته باید باشی... میمونه یه جمعه و کارای عقب افتاده.باز باید از رفیقام و فیلما ندیده و کتابای نخونده بزنم.

 

 

 

این یکی دوماهم سخت ولی متفاوت تر و بهتر داره میگذره.  شبا که چند وقته باز زیاد دلتنگ "همیشه غایب" شدم و حتی قیمت سیگار و مشروبم انگار قصد کنار اومدن با مارو نداره.

 

 

یک نفر میاد که من منتظر دیدنشم       یک نفر میاد که من تشنه بوییدنشم

 

مثه یک معجزه اسمش تو کتابا اومده      تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده

 

همیشه غایب من زخممامو مرهم میذاره    همیشه غایب من گریه هامو دوست نداره

 

نکنه یه وقت نیاد صداش به دادم نرسه     آینه ها سیاه بشه کور بشه چشم ستاره 

 

 

 

 

سیگار و مشروب😳😳
😱😱😱
قیمتش نه خودش (((:
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

وقتی ما آمدیم
اتّفاق اتفاق افتاده بود!
حال هرکس به سلیقه خود چیزی می‌گوید
و در تاریکی گم می‌شود
موضوعات آرنور
Powered by Bayan