مسافرای عزیزم

اینکه وقت و بی وقت برم بیرون و تو شهر چرخ بزنم تا چیزا و ادما رو ببینم بسته به چیزی که میبینم حالمو خوب یا بد میکنه .هرزگاهی به مسافرا زیاد دقت میکنم.ببینم کی سردرگمه کی ناراحته و ... این عادت هم به اخلاقی که از بابام به ارث بردم و تا حدی هم زیادی رشدش دادم بر میگرده.البته رفتار یه شخصی که تو عسلویه بهش برخوردم  هم نوعی جرقه بوده برام شاید.

 

شهر کوچیک ما چون رابط استان یزد و فارسه به خاطر مسافرت های بعضی قسمتای  نیمه جنوبی کشور  و دور بری های استان فارس  که میرن مشهد ، این موقع ها شلوغ میشه. منم  هرزگاهی میرم میگردم ببینم مشکلی برا مسافری پیش اومده یا نه. چمیدونم از خرابی ماشین ، دنبال جا و مکان تا باقی چیزا...

 

 از قضا چند روز پیش دیدم یه خونواده که لاستیکش پکیده ،هی داره چرخ میزنه تو شهر. از بد شانسیش سر ظهر داغ اونم روز عیدکه همه مغازه ها هم بستن و صاحباشونم رفتن این ور اون ور این بلا سرش اومده بود.رفتم پیشش با  لباس پاره و خاکی (سر کار بودم ) و سیبیل کلفت یارو یکم ترسید.گفتم دنبالم بیا کارتو راه بندازم. حالا بالاخره راضی شد چون چاره ای نداشت.راه افتادم یهو دیدم پشتم نیست و قالم گذاشته .برگشتم تا پیداش کردم دیدم یه جا وایساده تو شک بود انگار هنوز.باز باهاش حرف زدم و تا راضی شد. که رسیدیم به خیابون تعمیرکارا .به این و اون زنگ زدم تا یه نفر حاضر شد بیاد در مغازه رو باز کنه و کارشو راه بندازه.کارش راه افتاد رفت به سمت مقصدش.


خلاصه من دوست ندارم کسی بهم شک کنه.کارشو راه انداختم ولی جزای شکش به من این بود که باید از قسمت ترسناک و خلوت و بافت قدیمش شهر می بردمش و خوب می چرخوندمش تا حسابی بترسه و به غلط کردن بیفته  معمولا خیلی بهم میچسبه این تیکش و همیشه منتظر این قسمت از مسیرم هستم (:


همینطوری پرسیدم چون چندباری میشه که درمورد کارتون حرف زدین کنجکاو شدم..موفق باشین..راستی درمورد کاری که انجام دادین با اون مسافره دمت گرم جالب بود تااون باشه به شما شک نکنه خخخخ
حالا بین خودمون باشه ولی شکم نکنن من علاقه خاصی به اون مسیره دارم (((: تشکر
یه سوال برام پیش اومده..شماهم دانشجویی هم کار میکنی؟

بله گاها اگه باشه.چطور مگه
خیلی جذاب بود مخصوصا اونجا که خواستی با بافت قدیمی شهر بترسونیش

خیلی ترسناکه اخه

خیلی
(با سکوتی معنا دار صحنه را ترک میکند)
لامصب سر خودم پیش اومده که میگم خیلی میترسه ادم توی شهر غریب (:
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

وقتی ما آمدیم
اتّفاق اتفاق افتاده بود!
حال هرکس به سلیقه خود چیزی می‌گوید
و در تاریکی گم می‌شود
موضوعات آرنور
Powered by Bayan