پروانه من

میتوانم خود را در کلوب های شبانه تهران قدیم یا کافه مارکیز تصور کنم. فردی باریک اما با هیبت با سیبیلی جذاب روی صحنه بیاید و قطعه پروانه من را اجرا کند.و در کافه جز پیچش صدای سنگین او و ماهیان خسته و سیگارهایشان کسی نباشد.

روحش شاد ٬فریدون فروغی.


دریافت


خواهم تو شوی محبوب دلم

چون نرگس من دیوانه من

رویت رخ من سویت ره من

هستی چو بهشت کاشانه من

پروانه من پروانه من

بی تو چه کنم مستانه من

اوای تو شد هم نغمه من

ای لاله من بردی دل من



چقدر دلم بودنش خواست...
سر آخر فریدون از نبودنش در پنجاه سالگی از دست رفت...
این ترانه‌های قدیمی چه حس و حالِ غریبی دارند. درست آدم رو پرت می‌کنند چند ده سال قبل..
دقیقا و این پرت شدن و کنده شدن از این روز ها چه خوب هست.مچکرم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Taxi driver 1976

اینجا بوی بد می دهد.
بوی دود٬بوی الکل.
بوی اعتراض٬بوی فریاد.
شاید روزی هم فقط بوی خون بدهد...
مراقب باش کجا آمده ای !!!


موضوعات آرنور
Powered by Bayan