کتاب جنایات و مکافات



جنایات و مکافات داستایوفسکی  از اون کتاباهاش نبود که  تعریفشو بکنم یا بگم چی ازش گرفتم. وقتیخوندمش یه صفحه سوال فقط ازش داشتم،  با این حال خوندش بسیار شیرین و غرق کننده هست.


راسکولنیکوف چه حقیقتی رو پذیرفت؟

به چه حقیقتی رسید؟چرا اون پایان رو برا خودش ساخت؟

چرا خود کشی نکرد؟

انگیزه اصلیش برای قتل چی بود؟

 و ...


مضمون و درون مایه کتاب تحلیل انگیزه‌های قتل و تأثیر قتل بر قاتل است که داستایفسکی 

مسئله رابطه میان خویشتن و جهان پیرامون و فرد و جامعه را در آن گنجانده است.

معرفی عشق به عنوان نیروی رستگاری بخش.

 بررسیو روانکاوی چند شخصیت داستان ، سرنوشت این اشخاص و تاثیر اعمال ان ها در این سر نوشت.

تسلیم شدن و یا خودکشی یا حتی در طرف مقابل تسلیم نشدن و ادامه زندگی.

جایگاه و تاثیر مذهب و عشق بر شخصیت ها .


داستان:

جنایت و مکافات داستان دانشجویی به نام «راسکولنیکف» را روایت می‌کند که مرتکب قتل می‌شود؛ بنابر انگیزه‌های پیچیده‌ای که حتی خود او از تحلیل‌شان عاجز است.

زن رباخواری را همراه با خواهرش، که غیرمنتظره به هنگام وقوع قتل در صحنه حاضر می‌شوند، می‌کشد و پس از قتل خود را ناتوان از خرج کردن پول و جواهراتی که برداشته می‌بیند و آنها را پنهان می‌کند.


زیاد نمیتونم با نوشته های داستایوفسکی ارتباط بگیرم اما این کتابه جزو لیست کتابایی که باید بخونم. 
برای شروع ارتباط با داستایفسکی اگه "ابله "ش رو نخوندین بخونید بنظرم بهتره.
باشه اونو هم میخونم مرسی :)
سلا به وبلاگ مننم سر بزن حتما
سلام
این رمان فوق العاده است :)
سلام دقیقا (:
تنها کتابی که از داستایوفسکی خوندم شبهای روشنشه. داستانش جالب بود ولی ترجمه اش رو دوست نداشتم. 
این کتابش به نظرم سنگین میاد! یادمه یه روزی دوست داشتم بخونمش.
متاسفانه کتاب های کمتر معروفش رو ندیدم مترجمین خوب ترجمه کرده باشن.منم شب های روشنش رو با ترجمه بد دارم.
بله این کتابش یکم سنگینه ولی خوندنشم میتونه دلچسب باشه.تشکر (:
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">


وقتی ما آمدیم
اتّفاق اتفاق افتاده بود!
حال هرکس به سلیقه خود چیزی می‌گوید
و در تاریکی گم می‌شود


موضوعات آرنور
Powered by Bayan